چگونه در جمع با اعتمادبه‌نفس صحبت کنیم؟

10

گاهی پیش می‌آید که  وقتی در جمعی شروع به صحبت کردن می‌کنیم، متوجه می‌شویم که افراد به صورتی که رضایت ما را فراهم کند به ما گوش نمی‌دهند و یا متوجه می‌شویم که خیلی از حضار کار کردن با موبایل و یا صحبت کردن با بغل‌دستی‌شان را به گوش دادن به ما ترجیح می‌دهند.

 این امر باعث می‌شود که اعتمادبه‌نفس ما حسابی خدشه‌دار شود، خودمان را سرزنش کرده و در دفعات بعدی تلاش می‌کنیم تا از صحبت کردن در جمع طفره رفته و بعد از مدتی متوجه خواهیم شد که حتی مهارت‌های اولیه برای صحبت در جمع را فراموش کرده‌ایم.

در این مقاله شش راهکار عملی برای یک سخنرانی جذاب و صحبت در جمع با اعتمادبه‌نفس کامل را برای شما تشریح خواهم کرد.

دوست داشتن کار سخنرانی

 

چگونه به راحتی و بدون استرس در جمع صحبت کنیم؟

 

خیلی مواقع ما با خودمان صادق نیستیم و نمی‌خواهیم با خودمان روبرو شویم و جواب واقعی و درونی مان را بدانیم به همین خاطر کاری را بدون فکر و اندیشه و گاهی از روی چشم و هم‌چشمی انجام می‌دهیم و یک‌بار هم از خود سؤال نمی‌کنیم که آیا واقعاً این کار را دوست داریم؟

اگر کاری را دوست داریم به این معنی نیست که انجام این کار خیلی برای ما راحت خواهد بود، بلکه اگر کاری را دوست داشته باشیم آموزش این کار برای ما راحت‌تر خواهد بود و سختی‌های مسیر هم چندان ما را اذیت نخواهد کرد، چون می‌دانیم که این کار جزو علایق ماست و همه ما به‌خوبی می‌دانیم که دستیابی به هر هدفی بهای خاص خودش را دارد و عملاً بدون پرداخت بهای یک کار نمی‌توانیم در آن به موفقیت‌های چشم‌گیری دست‌یابیم.

گرفتن ارتباط چشمی با افراد

 

ارتباط چشمی با افراد

 

هنگام صحبت کردن با افراد درصدی از زمان را به نگاه کردن به چشمهای مخاطبان خود اختصاص دهیم. تلاش کنیم که هنگام نگاه کردن، افراد مشتاق و افرادی که به ما حس خوبی را می‌دهند انتخاب کنیم.

 اگر دقت کرده باشید بعضی از سخنرانان همیشه حواسشان به افرادی است که گوش نمی‌دهند و یا با موبایل خود، کار می‌کنند که این‌یک اشتباه محض است چون وقتی سخنران به شخصی  توجه می‌کند که زیاد از سخنرانی استقبال نمی‌کند ( به هر دلیلی ) احساس بدی به او دست می‌دهد و این باعث می‌شود که این حس بد را به بقیه مخاطبینش که مشتاق هستند هم انتقال دهد و این باعث می‌شود که مخاطبان مشتاق خودش را هم از دست بدهد.

نکته‌ای که در اینجا بسیار اهمیت دارد این است که هیچ‌وقت و تحت هیچ شرایطی مخاطبین خودمان را قضاوت نکنیم.

من دریکی از سخنرانی‌های یکی از اساتیدی که حضور داشتم  متوجه شدم که یک نفر از اول تا آخر جلسه خوابش برده است و متوجه شدم که  این حس بدی به سخنران داد. بعد متوجه شدم که این شخص دیشب کلاً در راه بوده است و خودش رانندگی کرده است.

 پس وقتی‌که یک نفر در سخنرانی ما خوابش می‌برد و یا زیاد به ما توجهی نمی‌کند نباید زیاد نگران شویم چون بقیه افراد دارند با اشتیاق به ما گوش می‌دهند و اگر هیچ‌کس به ما گوش نمی‌دهد می‌تواند پیام بسیار بدی برای ما داشته باشد و پیام این است که یا خیلی کسل‌کننده حرف می‌زنیم و یا اینکه مهارتهای لازم برای سخنرانی را نداریم که درهردو صورت باید بیشتر تمرین کنیم.

پس در طول سخنرانی تلاش کنیم به افرادی توجه کنیم که مشتاقانه به ما گوش می‌دهند و تلاش کنیم که حداقل 20-30 درصد زمان را به برقراری تماس چشمی اختصاص دهیم.

 برقراری تماس چشمی یکی از مهم‌ترین کارهایی است که اعتمادبه‌نفس ما را به‌شدت بالا می‌برد و تازه از دید مخاطبانمان هم فردی با اعتمادبه‌نفس بالا و باملاحظه به نظرخواهیم آمد.

مکث کردن در سخنرانی

 

 

مکث‌ها از قدرتمندترین اجزا یک سخنرانی موفق هستند و نباید قدرت آن‌ها را دست‌کم بگیریم.

اوایل ارائه سخنرانی‌هایم همیشه فکر می‌کردم سخنران حرفه‌ای کسی است که مداوم و بدون هیچ مکثی سخنرانی می‌کند. اما مربی‌ام به من گفت که این کار اصلاً حرفه‌ای نیست و باید زمان‌هایی را در طول سخنرانی به مکث کردن اختصاص بدهم.

 اگر در طول سخنرانی مکث نداشته باشیم و مخصوصاً اگر سرعت صحبت کردنمان بالا باشد مخاطبان از ما عقب می‌مانند و ارتباطشان با ما قطع می‌شود.

مکث کردن درجاهای مختلف می‌تواند معانی مختلفی داشته باشد مثلاً اول سخنرانی که ما شروع به صحبت کردن می‌کنیم و متوجه می‌شویم که حضار در سر جای خود قرار نگرفته‌اند و یا هنوز دارند با بغل‌دستی خودشان صحبت می‌کنند با چند ثانیه مکث آن‌ها را متوجه می‌کنیم که هر چه سریع‌تر سر جای خود قرار بگیرند و صحبت کردن با بغل‌دستی خودشان را متوقف کنند.

هر سخنران حرفه‌ای ارزش این مکث‌های ابتدایی را به‌خوبی می‌داند که چقدر قدرتمند هستند و اگر همراه با این مکث‌ها خودمان هم در یک جای ثابت ایستاده و جایی از سالن را که شلوغ و پرسروصدا است را نگاه کنیم متوجه می‌شویم که افراد به‌زودی خود را جمع‌وجور کرده و در جایگاه خودشان قرار می‌گیرند.

یکی از متداول‌ترین اشتباهاتی که بعضی از افراد مرتکب می‌شوند این است که به‌جای مکث کردن تلاش می‌کنند که جاهای مکث را با م م م  آآآو …. پر کنند که این دهان پرکن ها نابودکننده یک سخنرانی جذاب است.

قبول کردن استرس در ثانیه‌های اول سخنرانی

 

رفع استرس در سخنرانی مقابل جمع

 

خیلی از مخاطبین مرتب از من سؤال می‌کنند که چکار کنم که به‌راحتی بتوانم در جمعی صحبت کنم و هیچ اضطرابی نداشته باشم؟

صادقانه این را بگویم که خودم و تمامی افرادی را که در طول کار کردنم دیده‌ام حتماً 10 ثانیه اول سخنرانی اضطراب دارند.

یک‌بار در یک جلسه سخنرانی بودم که یک سخنران حرفه‌ای که شناخت خوبی از او داشتم حضور داشت و تا یک دقیقه دیگر نوبت سخنرانی او می‌شد. متوجه شدم که شدیداً اضطراب دارد و با تکنیک‌های تنفس عمیق و … خودش را آرام و آماده سخنرانی می‌کند.

پس تلاش نکنیم که این اضطراب چند ثانیه اول را از بین ببریم و کنترل کنیم.

 تنها کاری که باید انجام دهیم این است که با تکنیک‌های تنفس عمیق و یک سری تمرین دیگر این اضطراب اولیه را مدیریت کنیم. اگر زیاد به این اضطراب اولیه دامن بزنیم و مرتب تلاش کنیم که آن را کنترل کنیم خودمان را به دردسر می‌اندازیم و بقیه سخنرانی را هم خراب خواهیم کرد.

نترسیدن از انتقاد کردن در سخنرانی

 

این هم از سؤالاتی است که خیلی پرسیده می‌شود مثلاً:

اگر سؤالی پرسیدند و جوابش را بلد نبودم چکار کنم؟

اگر شخصی از من انتقاد کرد چکار کنم؟

سه راهکار بسیار مناسب را برای این مسئله به شما ارائه می‌کنم که در هر سخنرانی بتوانید به‌خوبی از آن‌ها استفاده کنید.

راهکار اول:

بارها شنیده‌ایم که می‌گویند علم کم خطرناک است و این واقعاً درست است. تلاش کنیم که بیشتر مطالعه کنیم و مخصوصاً در موضوعی که می‌خواهیم ارائه سخنرانی داشته باشیم  به‌خوبی مسلط باشیم.

راهکار دوم:

به شخص منتقد خوب گوش بدهیم و اگر توانستیم پاسخ انتقادش را با آرامش و با طمانینه بدهیم، عالی است. اگر اصلاً جوابش را ندانستیم صادقانه بگوییم که جوابش را نمی‌دانم و این نشانه شجاعت است که به ندانستن خود در یک مورد خاص اعتراف کنیم.

خردمندی می‌گوید: فقط احمق‌ها فکر می‌کنند که همه‌چیز را می‌دانند.

راهکار سوم:

به مخاطبانمان بگوییم که با ما در تماس باشند ( از طریق ایمیل، وبسایت و …. )  و بگوییم که من باید این موضوع را بررسی کنم و بعداً از طریق راهه‌ای ارتباطی به شما خواهم گفت. و این خودش نشانه اعتمادبه‌نفس است.

به‌هیچ‌عنوان اطلاعات غلط به مخاطب ندهیم، چون ما در قبال مخاطبان خودمان صدرصد مسئول هستیم.

شناخت مخاطب در سخنرانی

 

 

تلاش کنیم که قبل از سخنرانی از مخاطبان خود، جنسیت، سن، وضعیت تاهل، و…. اطلاعات کسب کنیم و شناخت کافی پیدا کنیم.

اگر ندانیم که برای چه کسانی سخنرانی می‌کنیم احتمال دارد به دردسر بیفتیم. زیرا محتوای سخنرانی برای افرا متاهل با سخنرانی برای افراد مجرد یا با کودکان کاملاً فرق دارد و ما باید برای هر کدام از این مخاطبین موضوعی که برای آنها جذاب است و یا دغدغه آنهاست، سخنرانی کنیم.

هراندازه مخاطبان خود و دغدغه های آن‌ها را بهتر بشناسیم می‌توانیم برای سخنرانی خود بهتر برنامه‌ریزی کرده و آن را بهتر طراحی کرده و در نتیجه با اعتمادبه‌نفس بیشتری سخنرانی کنیم.

مطمئن باشید که با رعایت این شش راهکار می توانید سخنرانی جذابی داشته باشید و در اوج اعتماد به نفس سخنرانی کنید.

 

 پیشنهاد می کنم مطالعه نمایید.

چگونه با اعتماد به نفس حرف بزنیم؟

شاید این مطالب رو هم دوست داشته باشید! تمام مطالب

10 نظر

  1. امیری می گوید

    سلام وقت بخیر واقعا مقالات بسیار آموزنده ای دارین عالیه خسته نباشین
    همه ی مطالبی رو که گفتین،باید انجام بشه یعنی عملی بشه. تا به عمل در نیاد،کار خاصی انجام نشده حتی اگه شده جلوی آیینه برای خودمان اجرا کنیم

    1. محمود کریم زاده می گوید

      درود بر شما خانم امیری عزیز
      کاملاً درست می فرمایید.
      حتماً باید عملی بشه و گرنه فایده ای ندارد.
      برای شما دوست خردمند آرزوی موفقیت داریم.

  2. کیقبادی می گوید

    با سلام بنده فرزند پسری دارم که سال گذشته در دبیرستان علامه حلی یک قبول شد و از همان اوایل سال مشکلات روحی روانی در ایشان خیلی آشکار شد(البته این مشکلات از قبل نیز نمود و بروز داشت) تا اینکه بار ها حضور مشاور رسیدن ها و … متاسفانه علاوه بر اینکه ایشان بهتر نشد بلکه حس خود کشی به خود گرفت و به قول خودش این کار را نیز امتحان کرد ولی موفق نشد بنده بار ها و بارها با او صحبت کردم نتایجی که گرفتم این بود که اولا هیچ هدف خاصی را دنبال نمی کند انگیزه ای ندارد تنبل است و پشتکار هیچ کاری اگر کمی سخت باشد را ندارد و بلافاصله آن را رها می کند البته بجر بازی های کامپیوتری که فوق العاده به آن وابسته است و تقریبا تمام وقت او به فیلم دیدن و بازی کامپیوتری می گذرد . هیچ چیزی در دنیا برای او ارزشی ندارد حتی پدر و مادرش. فوق العاده پر توقع از دیگران است در حالی که هیچ حرکتی برای رضایت دیگران نمی کند شب ها تا صبح بیدار است و به فیلم دیدن و بازی های کامپیوتری می پردازد و صبح تا بعد از ظهر می خوابد تقریبا هیچ کار مثبتی در زندگی خود و دیگران انجام نمی دهد تمام ورودی های ذهنی خود را بسته است و به هیچ کس اجازه ورود به خودش را نمی دهد البته به اذعان تمامی کارشناسان بچه فوق العاده باهوش مودب و خلاقی است و تقریبا اغلب مشاور ها را در ابتدا بازی داده است. صحبت ها و پیشنهاد های شما به توصیه های دینی خیلی نزدیک است لذا گفتم از شما مشاوره بگیرم چون شما به مبنا بودن هدف و انگیزه توجه ویژه دارید لطفا بنده را راهنمایی کنید اگر لازم باشد حضوری نیز خدمتتان خواهم رسید09331661656

    1. محمود کریم زاده می گوید

      سلام بر شما بزرگوار و تبریک به شما که والدی مسئولیت پذیر هستید و تلاش خودتان را برای بهبود وضع فرزندتون انجام دادید
      دوست عزیز از آنجایی که خودم در این زمینه تخصص ندارم از تعدادی از دوستان متخصص در این زمینه کمک گرفتم و یکی از جوابها را برای شما قرار می دهم.

      این اتفاقی هست که برای بچه هایی که خیلی خیلی درسخوان هستند می افته
      اینگونه افراد که معمولا انرژی آتنا و آپولوی بالایی دارند
      (دارم براساس شخصیت شناسی آرکتایپ و یونگ صحبت می کنم.)
      زمانی را برای تفریح خود در نظر نمی گیرند و تمام خلا زندگی خود را با گرفتن مدرک و نمره پر می کنند
      اما مدارک رنگارنگ و افتخارات متعدد در یک زمان پوچ میشوند
      (جایی که هادس بالا میاد و با سوال ” که چی بشه ؟ ” میزنه تمام دستاوردهات رو پوچ میکنه)
      عده ای از این افراد افسرده میشن
      برخی به مرز خودکشی میرسن
      برخی دیگر (انرژی دیونوسوس رو بالا میارن) میزنن به خوشی و بیخیالی
      .
      چرا ؟ چون به خلا ای خوردن که دیگه با مدرک و درس نمیشه پرش کرد.

      از اینجا به بعدش نظر شخصی منه :
      .
      این افراد به شدت نیازمند تفریح و ارتباطات هستند.
      و در این برهه هرکسی که بخواد آپولو وار نصیحت شون کنه با غلتک از روش رد میشن
      این افراد نیازمند یک فرد پایه هستند که باهاشون ارتباط بگیره و باهاشون تفریح کنه . یک دوست واقعی و پایه
      چیزی که تو مدرسه و دانشگاه نداشتن . چون تنها چیزی که داشتن فقط کتاب و کلاس و نمره بود چیزهایی که توی این برهه هیچ کمکی بهش نمی کنند .
      یونگی اش میشه این که : باید انرژی دیونوسوس و پوزیدون رو زندگی کنند . انرژی هایی که سرکوب کردند.
      تئوری انتخابی اش میشه این که : باید نیاز به تفریح رو در خودشون به رسمیت بشناسند . (چون یه مدت هیچ تفریحی نداشتند و این نیاز سرکوب شده الان همه زندگی ش رو فرا گرفته بعدا تعدیل میشه با یک سری اقدامات)
      .
      یه مورد دارن این افراد
      خودشون رو خیلی باهوش می دونند ، برای همین به کسی اجازه ورود به حریم شخصی اش رو نمیدن ، حتی پدر و مادر (به شدت هم درون گرا هستند) . شفادهنده اونها مشاور منتقد نیست . اونها لازمه که براشون یکی وارد این حریم بشه
      کسی می تونه وارد این حریم بشه که همراهش باشه . و انرژی سرکوب شده اش رو بهش نشون بده . (تئوری انتخابی اش میشه : کسی که توی دنیای مطلوبش قرار بگیره وارد حریم شخصی اش میشه ، و الان دنیای مطلوبش تفریح و عشق و حال هست)
      .
      من اگر پدر چنین فرزندی بودم با پسرم همراهی می کردم و براش یه دوست پایه میشدم
      به جای اینکه (از نظر خودم) دلسوز باشم و بگم تو فقط باید درس بخونی و اگر نخونی بدبخت میشی .
      .
      از متن بالا مشخصه که پدر یا مادر از درس نخوندن پسرشون ناراحتن ، یعنی اگر بخونه اکی هست اگر نخونه یه جای کار اشتباهه
      پسر هم اینقدر خونده که اوردوز کرده و زده زیر میز بازی و گفته دیگه کلا نمی خوام . اینقدر فشار تحمل کرده که از اون ور زده بیرون. حالا که زده بیرون ، نگران شدند. چرا ؟ چون تا حالا این بخش از وجود یک فرد رو ندیده بودند و به رسمیت نشناخته بودند. حالا این بخش با تمام وجود زده بیرون و داره قدرت نمایی می کنه.

      این نظر یکی از دوستان شخصیت شناس بنده هست و البته مورد شما باید بیشتر بررسی شود.

      یکی دیگر از دوستانم دکتر کوروش معدلی را توصیه کردند که اگر تهران تشریف دارید می توانید مراجعه نمایید این هم آدرس وبسایت شون:
      http://www.kanoonnlp.com

  3. لیست کامل جهیزیه عروس pdf می گوید

    اینکه با دقت بهت نگاه میکنن استرس زیادی تولید می کنه و اینکه ببینی چنتاشون دیگه نگاه نمی کنن و اصطلاحا جمعتونو ترک می کنن استرس بیشتری رو بهم میده
    اینو چیکارش کنم؟

    1. محمود کریم زاده می گوید

      سلام بر شما
      درست می فرمایید
      انسانها از اینکه کانون توجه قرار می گیرند احساس ناراحتی و استرس دارند.
      در این حالت تلاش کنید به چند نفر دوستان نزدیکتون و یا کسانی که به شما
      حس خوبی می دهند نگاه کنید و لبخند بزنید این کار تا حد بسیار زیادی استرس
      شما را کاهش می دهد.
      اما در مورد اینکه افرادی جمع را ترک می کنن به هیچ عنوان به خودتان نگیرید
      شاید آنها کار یا تماس مهمی داشته باشند
      شاید کسی منتظر آنهاست
      شاید برنامه ای دارند که نمی توانند کنسلش کنند و ..
      تلاش کنید که از نظر ذهنی روی خودتان کار کنید و اگر حتی فقط
      یک نفر در جمع باقی مانده است باز با انرژِی به صحبت خودتان ادامه
      دهید.
      راهکار آخر گذراندن کارگاه رفع استرس و در جمع با اعتماد به نفس صحبت کردن
      است که ما بزودی کارگاه غیرحضوری آن را در وبسایت قرار خواهیم داد.
      موفق باشید.

  4. ناشناس می گوید

    خیلی ممنونم بابت انتشار این مقاله بسیار مفید و کاربردی موفق باشید
    به امید موفقیتهای روز افزون.

    1. محمود کریم زاده می گوید

      درود بر شما دوست عزیز
      سپاسگزاریم.
      ما هم براتون آرزوی موفقیت می کنیم

  5. فرزاد حیدری می گوید

    با عرض سلام و خسته نباشید بنده امروز مصاحبه زبان انگلیسی داشتم و دو استاد بزرگوار روبه روی من بودند.
    بنده از همان زمانی که وارد اتاق شدم تپش قلب داشتم و دهانم خشک بود….
    خلاصه چندین سوال از من شد اما متاسفانه من جواب تمامی سوال هارا داخل ذهنم مرور می کردم اما انگار لکنت زبان گرفته بودم.
    در کل در امتحانات کتبی عالی هستم اما شفاعی….
    لطفا کمک کنید مرسی.

    1. محمود کریم زاده می گوید

      درود بر شما آقای حیدری عزیز
      استرس صحبت در جمع کاملاً عادی و طبیعی است.
      حتی آمارهای جهانی می گویند که ترس صحبت در جمع از ترس از مرگ هم بیشتر است!!
      تنها کاری که باید در این راستا انجام دهید این است که در این مورد آموزش ببینید، مطالعه کنید
      و اقدام کنید.
      بعد از چند بار اقدام کردن برای صحبت در جمع استرس شما در طول زمان بسیار بسیار کم می شود
      موفق و موید باشید

نظر شما چیه؟

مطمئن باشید که نظر شما با دقت، مطالعه خواهد شد و به آن پاسخ خواهیم داد.
هر نظری که برای ما می‌نویسید قوت قلبی برای ما خواهد بود.

از شما متشکریم که با نظرات خود به ما انرژی لازم برای ادامه مسیر را می دهید.