درباره نویسنده

مطالب مشابه

16 Comments

  1. 1

    کیقبادی

    با سلام بنده فرزند پسری دارم که سال گذشته در دبیرستان علامه حلی یک قبول شد و از همان اوایل سال مشکلات روحی روانی در ایشان خیلی آشکار شد(البته این مشکلات از قبل نیز نمود و بروز داشت) تا اینکه بار ها حضور مشاور رسیدن ها و … متاسفانه علاوه بر اینکه ایشان بهتر نشد بلکه حس خود کشی به خود گرفت و به قول خودش این کار را نیز امتحان کرد ولی موفق نشد بنده بار ها و بارها با او صحبت کردم نتایجی که گرفتم این بود که اولا هیچ هدف خاصی را دنبال نمی کند انگیزه ای ندارد تنبل است و پشتکار هیچ کاری اگر کمی سخت باشد را ندارد و بلافاصله آن را رها می کند البته بجر بازی های کامپیوتری که فوق العاده به آن وابسته است و تقریبا تمام وقت او به فیلم دیدن و بازی کامپیوتری می گذرد . هیچ چیزی در دنیا برای او ارزشی ندارد حتی پدر و مادرش. فوق العاده پر توقع از دیگران است در حالی که هیچ حرکتی برای رضایت دیگران نمی کند شب ها تا صبح بیدار است و به فیلم دیدن و بازی های کامپیوتری می پردازد و صبح تا بعد از ظهر می خوابد تقریبا هیچ کار مثبتی در زندگی خود و دیگران انجام نمی دهد تمام ورودی های ذهنی خود را بسته است و به هیچ کس اجازه ورود به خودش را نمی دهد البته به اذعان تمامی کارشناسان بچه فوق العاده باهوش مودب و خلاقی است و تقریبا اغلب مشاور ها را در ابتدا بازی داده است. صحبت ها و پیشنهاد های شما به توصیه های دینی خیلی نزدیک است لذا گفتم از شما مشاوره بگیرم چون شما به مبنا بودن هدف و انگیزه توجه ویژه دارید لطفا بنده را راهنمایی کنید اگر لازم باشد حضوری نیز خدمتتان خواهم رسید۰۹۳۳۱۶۶۱۶۵۶

    پاسخ
    1. 1.1

      محمود کریم زاده

      سلام بر شما بزرگوار و تبریک به شما که والدی مسئولیت پذیر هستید و تلاش خودتان را برای بهبود وضع فرزندتون انجام دادید
      دوست عزیز از آنجایی که خودم در این زمینه تخصص ندارم از تعدادی از دوستان متخصص در این زمینه کمک گرفتم و یکی از جوابها را برای شما قرار می دهم.

      این اتفاقی هست که برای بچه هایی که خیلی خیلی درسخوان هستند می افته
      اینگونه افراد که معمولا انرژی آتنا و آپولوی بالایی دارند
      (دارم براساس شخصیت شناسی آرکتایپ و یونگ صحبت می کنم.)
      زمانی را برای تفریح خود در نظر نمی گیرند و تمام خلا زندگی خود را با گرفتن مدرک و نمره پر می کنند
      اما مدارک رنگارنگ و افتخارات متعدد در یک زمان پوچ میشوند
      (جایی که هادس بالا میاد و با سوال ” که چی بشه ؟ ” میزنه تمام دستاوردهات رو پوچ میکنه)
      عده ای از این افراد افسرده میشن
      برخی به مرز خودکشی میرسن
      برخی دیگر (انرژی دیونوسوس رو بالا میارن) میزنن به خوشی و بیخیالی
      .
      چرا ؟ چون به خلا ای خوردن که دیگه با مدرک و درس نمیشه پرش کرد.

      از اینجا به بعدش نظر شخصی منه :
      .
      این افراد به شدت نیازمند تفریح و ارتباطات هستند.
      و در این برهه هرکسی که بخواد آپولو وار نصیحت شون کنه با غلتک از روش رد میشن
      این افراد نیازمند یک فرد پایه هستند که باهاشون ارتباط بگیره و باهاشون تفریح کنه . یک دوست واقعی و پایه
      چیزی که تو مدرسه و دانشگاه نداشتن . چون تنها چیزی که داشتن فقط کتاب و کلاس و نمره بود چیزهایی که توی این برهه هیچ کمکی بهش نمی کنند .
      یونگی اش میشه این که : باید انرژی دیونوسوس و پوزیدون رو زندگی کنند . انرژی هایی که سرکوب کردند.
      تئوری انتخابی اش میشه این که : باید نیاز به تفریح رو در خودشون به رسمیت بشناسند . (چون یه مدت هیچ تفریحی نداشتند و این نیاز سرکوب شده الان همه زندگی ش رو فرا گرفته بعدا تعدیل میشه با یک سری اقدامات)
      .
      یه مورد دارن این افراد
      خودشون رو خیلی باهوش می دونند ، برای همین به کسی اجازه ورود به حریم شخصی اش رو نمیدن ، حتی پدر و مادر (به شدت هم درون گرا هستند) . شفادهنده اونها مشاور منتقد نیست . اونها لازمه که براشون یکی وارد این حریم بشه
      کسی می تونه وارد این حریم بشه که همراهش باشه . و انرژی سرکوب شده اش رو بهش نشون بده . (تئوری انتخابی اش میشه : کسی که توی دنیای مطلوبش قرار بگیره وارد حریم شخصی اش میشه ، و الان دنیای مطلوبش تفریح و عشق و حال هست)
      .
      من اگر پدر چنین فرزندی بودم با پسرم همراهی می کردم و براش یه دوست پایه میشدم
      به جای اینکه (از نظر خودم) دلسوز باشم و بگم تو فقط باید درس بخونی و اگر نخونی بدبخت میشی .
      .
      از متن بالا مشخصه که پدر یا مادر از درس نخوندن پسرشون ناراحتن ، یعنی اگر بخونه اکی هست اگر نخونه یه جای کار اشتباهه
      پسر هم اینقدر خونده که اوردوز کرده و زده زیر میز بازی و گفته دیگه کلا نمی خوام . اینقدر فشار تحمل کرده که از اون ور زده بیرون. حالا که زده بیرون ، نگران شدند. چرا ؟ چون تا حالا این بخش از وجود یک فرد رو ندیده بودند و به رسمیت نشناخته بودند. حالا این بخش با تمام وجود زده بیرون و داره قدرت نمایی می کنه.

      این نظر یکی از دوستان شخصیت شناس بنده هست و البته مورد شما باید بیشتر بررسی شود.

      یکی دیگر از دوستانم دکتر کوروش معدلی را توصیه کردند که اگر تهران تشریف دارید می توانید مراجعه نمایید این هم آدرس وبسایت شون:
      http://www.kanoonnlp.com

      پاسخ
  2. 2

    کیقبادی

    با سلام بنده فرزند پسری دارم که سال گذشته در دبیرستان علامه حلی یک قبول شد و از همان اوایل سال مشکلات روحی روانی در ایشان خیلی آشکار شد(البته این مشکلات از قبل نیز نمود و بروز داشت) تا اینکه بار ها حضور مشاور رسیدن ها و … متاسفانه علاوه بر اینکه ایشان بهتر نشد بلکه حس خود کشی به خود گرفت و به قول خودش این کار را نیز امتحان کرد ولی موفق نشد بنده بار ها و بارها با او صحبت کردم نتایجی که گرفتم این بود که اولا هیچ هدف خاصی را دنبال نمی کند انگیزه ای ندارد تنبل است و پشتکار هیچ کاری اگر کمی سخت باشد را ندارد و بلافاصله آن را رها می کند البته بجر بازی های کامپیوتری که فوق العاده به آن وابسته است و تقریبا تمام وقت او به فیلم دیدن و بازی کامپیوتری می گذرد . هیچ چیزی در دنیا برای او ارزشی ندارد حتی پدر و مادرش. فوق العاده پر توقع از دیگران است در حالی که هیچ حرکتی برای رضایت دیگران نمی کند شب ها تا صبح بیدار است و به فیلم دیدن و بازی های کامپیوتری می پردازد و صبح تا بعد از ظهر می خوابد تقریبا هیچ کار مثبتی در زندگی خود و دیگران انجام نمی دهد تمام ورودی های ذهنی خود را بسته است و به هیچ کس اجازه ورود به خودش را نمی دهد البته به اذعان تمامی کارشناسان بچه فوق العاده باهوش مودب و خلاقی است و تقریبا اغلب مشاور ها را در ابتدا بازی داده است. صحبت ها و پیشنهاد های شما به توصیه های دینی خیلی نزدیک است لذا گفتم از شما مشاوره بگیرم چون شما به مبنا بودن هدف و انگیزه توجه ویژه دارید لطفا بنده را راهنمایی کنید اگر لازم باشد حضوری نیز خدمتتان خواهم رسید۰۹۳۳۱۶۶۱۶۵۶

    پاسخ
    1. 2.1

      محمود کریم زاده

      سلام بر شما بزرگوار و تبریک به شما که والدی مسئولیت پذیر هستید و تلاش خودتان را برای بهبود وضع فرزندتون انجام دادید
      دوست عزیز از آنجایی که خودم در این زمینه تخصص ندارم از تعدادی از دوستان متخصص در این زمینه کمک گرفتم و یکی از جوابها را برای شما قرار می دهم.

      این اتفاقی هست که برای بچه هایی که خیلی خیلی درسخوان هستند می افته
      اینگونه افراد که معمولا انرژی آتنا و آپولوی بالایی دارند
      (دارم براساس شخصیت شناسی آرکتایپ و یونگ صحبت می کنم.)
      زمانی را برای تفریح خود در نظر نمی گیرند و تمام خلا زندگی خود را با گرفتن مدرک و نمره پر می کنند
      اما مدارک رنگارنگ و افتخارات متعدد در یک زمان پوچ میشوند
      (جایی که هادس بالا میاد و با سوال ” که چی بشه ؟ ” میزنه تمام دستاوردهات رو پوچ میکنه)
      عده ای از این افراد افسرده میشن
      برخی به مرز خودکشی میرسن
      برخی دیگر (انرژی دیونوسوس رو بالا میارن) میزنن به خوشی و بیخیالی
      .
      چرا ؟ چون به خلا ای خوردن که دیگه با مدرک و درس نمیشه پرش کرد.

      از اینجا به بعدش نظر شخصی منه :
      .
      این افراد به شدت نیازمند تفریح و ارتباطات هستند.
      و در این برهه هرکسی که بخواد آپولو وار نصیحت شون کنه با غلتک از روش رد میشن
      این افراد نیازمند یک فرد پایه هستند که باهاشون ارتباط بگیره و باهاشون تفریح کنه . یک دوست واقعی و پایه
      چیزی که تو مدرسه و دانشگاه نداشتن . چون تنها چیزی که داشتن فقط کتاب و کلاس و نمره بود چیزهایی که توی این برهه هیچ کمکی بهش نمی کنند .
      یونگی اش میشه این که : باید انرژی دیونوسوس و پوزیدون رو زندگی کنند . انرژی هایی که سرکوب کردند.
      تئوری انتخابی اش میشه این که : باید نیاز به تفریح رو در خودشون به رسمیت بشناسند . (چون یه مدت هیچ تفریحی نداشتند و این نیاز سرکوب شده الان همه زندگی ش رو فرا گرفته بعدا تعدیل میشه با یک سری اقدامات)
      .
      یه مورد دارن این افراد
      خودشون رو خیلی باهوش می دونند ، برای همین به کسی اجازه ورود به حریم شخصی اش رو نمیدن ، حتی پدر و مادر (به شدت هم درون گرا هستند) . شفادهنده اونها مشاور منتقد نیست . اونها لازمه که براشون یکی وارد این حریم بشه
      کسی می تونه وارد این حریم بشه که همراهش باشه . و انرژی سرکوب شده اش رو بهش نشون بده . (تئوری انتخابی اش میشه : کسی که توی دنیای مطلوبش قرار بگیره وارد حریم شخصی اش میشه ، و الان دنیای مطلوبش تفریح و عشق و حال هست)
      .
      من اگر پدر چنین فرزندی بودم با پسرم همراهی می کردم و براش یه دوست پایه میشدم
      به جای اینکه (از نظر خودم) دلسوز باشم و بگم تو فقط باید درس بخونی و اگر نخونی بدبخت میشی .
      .
      از متن بالا مشخصه که پدر یا مادر از درس نخوندن پسرشون ناراحتن ، یعنی اگر بخونه اکی هست اگر نخونه یه جای کار اشتباهه
      پسر هم اینقدر خونده که اوردوز کرده و زده زیر میز بازی و گفته دیگه کلا نمی خوام . اینقدر فشار تحمل کرده که از اون ور زده بیرون. حالا که زده بیرون ، نگران شدند. چرا ؟ چون تا حالا این بخش از وجود یک فرد رو ندیده بودند و به رسمیت نشناخته بودند. حالا این بخش با تمام وجود زده بیرون و داره قدرت نمایی می کنه.

      این نظر یکی از دوستان شخصیت شناس بنده هست و البته مورد شما باید بیشتر بررسی شود.

      یکی دیگر از دوستانم دکتر کوروش معدلی را توصیه کردند که اگر تهران تشریف دارید می توانید مراجعه نمایید این هم آدرس وبسایت شون:
      http://www.kanoonnlp.com

      پاسخ
  3. 3

    عابد

    باسلام جوانی ۳۸ ساله ام مجرد دیپلمه دچارسردرگمی ام نمی تونم تصمیم جدی بگیرم حرف بزرگترازخودم راگوش نمیدم یه اسکناس هم نمی تونم خرج کنم هیچ حرکت روبه جلوای ندارم حوصله کارهای بزرگ روندارم بیشتربه گذشته فکرمیکنم ازشغلم راضی نیستم یه جلسه پیش مشاوررفتم نتیجه ا ی نگرفتم دوست ندارم داروی ضدافسردگی بخورم شخصیت آرامی دارم اهل نزاع درگیری حسادت وغیبت این اخلاق های منفی نیستم باتمام این مسائل همیشه دوست دارم همه چی روی نظم اصول ومنطق باشه و…مراراهنمایی کنید

    پاسخ
    1. 3.1

      محمود کریم زاده

      سلام عابد جان
      واقعاً جای خوشحالی داره که حداقل مسائل خودتان را می دانید خیلی ها مسائل حادی دارند ولی اصلاً خبر ندارند و یا خودشان را به غفلت و نادانی می زنند.
      مسائلی که شما مطرح کرده اید نشانه ضعف در اعتماد به نفس و رشد شخصی است. چاره کار این است که به صورت مداوم کتاب بخوانید سمینار شرکت کنید و
      دوره های آموزشی مربوطه گوش کنید تا کم کم ذهنتان وضوح پیدا کند و از حالت سردرگمی خلاص شود.
      براتون آرزوی موفقیت داریم.

      پاسخ
  4. 4

    عابد

    باسلام جوانی ۳۸ ساله ام مجرد دیپلمه دچارسردرگمی ام نمی تونم تصمیم جدی بگیرم حرف بزرگترازخودم راگوش نمیدم یه اسکناس هم نمی تونم خرج کنم هیچ حرکت روبه جلوای ندارم حوصله کارهای بزرگ روندارم بیشتربه گذشته فکرمیکنم ازشغلم راضی نیستم یه جلسه پیش مشاوررفتم نتیجه ا ی نگرفتم دوست ندارم داروی ضدافسردگی بخورم شخصیت آرامی دارم اهل نزاع درگیری حسادت وغیبت این اخلاق های منفی نیستم باتمام این مسائل همیشه دوست دارم همه چی روی نظم اصول ومنطق باشه و…مراراهنمایی کنید

    پاسخ
    1. 4.1

      محمود کریم زاده

      سلام عابد جان
      واقعاً جای خوشحالی داره که حداقل مسائل خودتان را می دانید خیلی ها مسائل حادی دارند ولی اصلاً خبر ندارند و یا خودشان را به غفلت و نادانی می زنند.
      مسائلی که شما مطرح کرده اید نشانه ضعف در اعتماد به نفس و رشد شخصی است. چاره کار این است که به صورت مداوم کتاب بخوانید سمینار شرکت کنید و
      دوره های آموزشی مربوطه گوش کنید تا کم کم ذهنتان وضوح پیدا کند و از حالت سردرگمی خلاص شود.
      براتون آرزوی موفقیت داریم.

      پاسخ
  5. 5

    عابد

    پس چراجوابی ندادید

    پاسخ
    1. 5.1

      محمود کریم زاده

      بابت تاخیر در جواب پوزش می خواهیم .جواب شما در زیر مقاله انگیزه چیسـت؟ درمان بی انگیزگی داده شده است.

      پاسخ
  6. 6

    عابد

    پس چراجوابی ندادید

    پاسخ
    1. 6.1

      محمود کریم زاده

      بابت تاخیر در جواب پوزش می خواهیم .جواب شما در زیر مقاله انگیزه چیسـت؟ درمان بی انگیزگی داده شده است.

      پاسخ
  7. 7

    محمد

    سلام من یه پسر ۱۷ سالم که دیگه هیچ انگیزه ای ندارم.ینی انگیزه هست ولی پولش نیست در نتیجه انگیزه هم میخوابه.من دیگه امید به زندگی ندارم و خستم شدم.اگه بمیرمم مهم نیست واسم.داعم عصبی ام و سمت کسی نمیرم.اگه راه حلی هس که کار آمد مخصوص مشکل من باشه که ممنون میشم در غیر این صورت ولش کنین همون بمیرم بهتره خیال نی.

    پاسخ
    1. 7.1

      محمود کریم زاده

      درود بر شما محمد جان
      خوشحالیم که مطالب ما مورد توجه شما قرار گرفته است و به شما باید تبریک گفت که دنبال حل مسائل خودتان هستید.
      مسائل شما نشان می دهد که در اعتماد به نفس و عزت نفس تان ضعف دارید و با یک یا دو روز قابل حل نیست
      حداقل ۶ ماه زمان لازم دارد تا روی رشد شخصی خودتان و به ویژه اعتماد به نفس و عزت نفس تان کار کنید
      با تقویت آنها کم کم هم می توانید درآمد کسب کنید و هم احساس بهتری در مورد خودتان و زندگی داشته باشید
      برای تان آرزوی موفقیت داریم.

      پاسخ
  8. 8

    محمد

    سلام من یه پسر ۱۷ سالم که دیگه هیچ انگیزه ای ندارم.ینی انگیزه هست ولی پولش نیست در نتیجه انگیزه هم میخوابه.من دیگه امید به زندگی ندارم و خستم شدم.اگه بمیرمم مهم نیست واسم.داعم عصبی ام و سمت کسی نمیرم.اگه راه حلی هس که کار آمد مخصوص مشکل من باشه که ممنون میشم در غیر این صورت ولش کنین همون بمیرم بهتره خیال نی.

    پاسخ
    1. 8.1

      محمود کریم زاده

      درود بر شما محمد جان
      خوشحالیم که مطالب ما مورد توجه شما قرار گرفته است و به شما باید تبریک گفت که دنبال حل مسائل خودتان هستید.
      مسائل شما نشان می دهد که در اعتماد به نفس و عزت نفس تان ضعف دارید و با یک یا دو روز قابل حل نیست
      حداقل ۶ ماه زمان لازم دارد تا روی رشد شخصی خودتان و به ویژه اعتماد به نفس و عزت نفس تان کار کنید
      با تقویت آنها کم کم هم می توانید درآمد کسب کنید و هم احساس بهتری در مورد خودتان و زندگی داشته باشید
      برای تان آرزوی موفقیت داریم.

      پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمامی حقوق این وبسایت محفوظ است و انتشار مطالب تنها با ذکر منبع امکانپذیر است.

دوره رایگان اعتماد به نفس پولادین
فقط با انجام کارهای ساده و روزمره